تبليغاتX
سپید - 11 سپتامبر هند

اا سپتامبر هند

تحلیلی کوتاه بر عملیات تروریستی بمبئی

(مهدی حقیقت خواه)

 در پی حمله ی چند فرد مسلح به بمبئی 42 کشته و مجروح بر جای ماند . ساعت 23 چهارشنبه 21 نوامبر (6 آذر) این خبر بر روی خروجی خبر گزاری ها قرار گرفت .

ماجرا از آن جایی شروع شد که عده ای تروریست مسلح با قایق به بمبئی آمده و پس از خروج از قایق ها ، درست به سمت هتل تاج محل ، در شرق بمبئی ، جای گاه نخبه های بین المللی یعنی سیاست مداران ، میلیونر ها و ستاره گان جهانی رفته ، آن جا را به رگبار بستند . دقایقی بعد ، همین بلا بر سر هتل پنج ستاره ی « اوبروی » که در چند صد متری غرب هتل تاج محل قرار دارد ، نیز ایست گاه راه آهن بمبئی در شمال و البته یک کنیسه ی یهودیان هندی ( فرقه ی شاباد ) آمد . افراد مهاجم ، مسلح به سلاح های مختلف نظیر کلاشینکف ، انواع نارنجک و دیگر مواد منفجره بودند که نه تنها کلان شهر بمبئی بل که سراسر هند را در وحشت فرو بردند .

بمبئی غرب مشرق زمین است . شهری که بورس و بالیوود را در خود جای داده و مرکز مالی میلیاردرها و به عبارتی کارخانه ی خیال پردازی آن هاست . همان طور که نیویورک ، همین نقش را برای ایالات متحده بازی می کند .

بمبئی که در زبان محلی به آن بمبای می گویند ، به زودی با جمعیت 14 میلیونی خود به دومین متروپل جهان پس از توکیو تبدیل می شود . این شهر نماد کامل نمایش فقر و غناست . تمام تلاش مسئولین هندی برای نمایش هندی مدرن در بمبئی – در شرایطی که میزان زیادی از مردم آن در فقر کامل به سر می برند – در 60 ساعت و پس از بر جای گذاشتن نزدیک به 195 کشته و 295 زخمی ، به خاکستری از یأس و ترس و ناامنی تبدیل شد .

ساعاتی پس از این حمله ی تروریستی ، ای میلی به خبرگزاری ها و روزنامه های معتبر جهانی رسید که در آن گروهی به نام مجاهدین دکن ، مسئولیت اجرای این حمله را بر عهده گرفته بودند . ظاهراً این گروه نام خود را از فلات قاره ی دکن در جنوب هند گرفته که ایالت ماهاراشترا که بمبئی مرکز آن است ، در آن واقع شده .

البته همان شب یکی از تروریست های سنگر گرفته در هتل اوبروی با تلویزیون هند مصاحبه ای انجام داد و درخواست آزادی فوری همه ی زندانیان اسلام گرای در هند را اعلام کرد . او خود را زاهداله معرفی کرد و به زبان پنجابی و گویش پاکستانی صحبت می کرد .

و مشکل از همین جا آغاز شد . شبکه های خارجی و دولت های غربی در اقدامی هم آهنگ ، در اولین ساعات انجام این عملیات تروریستی ، نوک پیکان حملات خود را به طرف اسلام گرایان و به طور مشخص لشکر طیبه گرفتند و اعلام کردند که این حمله در جواب حملات تندروهای هندو به مساجد و اماکن اسکان مسلمانان در هند رخ داده است . لشکر طیبه ، گروهی اسلام گرای تندروست که البته از سوی سیستم اطلاعات پاکستان نیز حمایت می شود . واشنگتن ‌پست ، به‌نقل از «کارشناسان ضد تروريست» آمريکايي نوشت مهاجمان در خارج آموزش ديده و حمايت شده‌اند. این روزنامه ، پرتيراژترين روزنامه ايالات متحده آمريکا از قول بروس رايدل ، کارشناس سابق سيا و شوراي امنيت ملّي و مؤلف کتابي درباره ی القاعده ، افزود: " اين گام بزرگ و هولناکي در جهاد جهاني است. هيچ گروه بومي هندي چنين توانمندي ندارد... " راجر کرسي، کارشناس ضد تروريست کاخ سفيد در دولت‌هاي کلينتون و بوش ، گفت: " اين يک عمليات پيش پا افتاده نيست ؛ اين گروه از آموزش و حمايت متخصصان حرفه‌اي تروريسم برخوردار هستند." روزنامه نيويورک تايمز، دوّمين روزنامه پرتيراژ آمريکا هم کار را ساده‌تر کرد و بدون هيچ مدرک و دليلي «اعضاي اقليت مسلمان هند» را عامل اين فاجعه خواند. روزنامه انگليسي گاردين مهاجمان را هندي خواند و ظن خود را متوجه گروه ناشناخته‌اي به‌نام مجاهدان دکن و چند گروه ديگر کرد که تصادفاً همه مسلمان‌اند . علت ، ارسال ايميل‌هايي به مطبوعات با امضاي اين گروه بود . مانموهان سینگ ، نخست وزیر هند نیز در مصاحبه ای گفت : " روشن است که این گروه تروریستی به خارج از مرزها مربوط می شود " . و همه می دانستند که منظور آقای نخست وزیر از خارج ، هم آن پاکستان است . اما این حملات زمانی رخ داد که محمود قریشی ، وزیر امور خارجه ی پاکستان به هند رفته بود و با هم تای هندی خود سرگرم تدوین طرح همکاری های اقتصادی و امنیتی با دهلی نو بود . پس به نوعی دست داشتن لشکر طیبه در این حادثه به قصد خدشه دار کردن روابط هند و پاکستان – مشخصاً بر سر مسائل مربوط به منطقه ی کشمیر – منتفی است.

از سوی دیگر شیوه های این کشتار ، برخلاف بقیه ی کشتارها در هندوستان بود . خون سردی مهاجمین – به اعتراف شاهدان عینی – نشان از هم آهنگی زیاد در پی آموزش های حرفه ای آن ها بود . حجم بالای لجستیک و هدف گرفتن خارجی ها مشابه حملات 11 سپتامبر ، بمب گذاری های لندن ، مادرید و ... است .

البته نکته ی قابل اذعان در مورد حمله ی تروریست ها به مرکز تجمع یهودیان در بمبئی این نکته است که " آيا حمله به کنيسه ی فرقه کليمي «شاباد» در بمبئي ، زماني که خاخام سابق بروکلين نيويورک و همسر و فرزندانش در آنجا بودند ، تصادفي است ؟ آيا مهاجمان ، اگر «ضد يهود» بودند ، نبايد کنيسه ی بزرگ يهوديان بمبئي ، کنيسه الياهو با 150 سال قدمت ، را اشغال کنند و سکنه ی آن را به گروگان گيرند ؟ مگر کنيسه ی مهم و تاريخي الياهو ، مهم‌ترين کنيسه ی يهوديان بمبئي ، در نزديکي بندر آپولو و هتل تاج محل (نزديک به موزه پرنس ولز) واقع نيست ؟ چرا بايد ساختمان کوچک و گمنام فرقه ی کم‌شمار «شاباد» اشغال مي‌شد که در مکاني دورتر از مرکز عمليات (هتل تاج محل و بندر آپولو) واقع بود و حتي يافتن آن دشوار ؟

«شاباد» فرقه‌اي است از کليميان حسيديم . حسيديم گرايشي ارتدکس و اصالت‌گرا در کليميان است که خود را مؤمن و متقي مي‌دانند و به اين دليل اين نام را برگزيده‌اند . «حسيد» به معني «متقي» است و «حسيديم» به معني «متقين» . «شاباد» فرقه‌اي است 250 ساله که در شهر لوباويچ ، شهري کوچک در روسيه تزاري، پديد آمد و به اين دليل «شاباد لوباويچ» ناميده شد. امروزه ، اين فرقه به عنوان بزرگ‌ ترين فرقه ی «يهوديت ارتدکس» شناخته مي‌شود و حدود دويست هزار نفر پيرو دارد. نام اين فرقه از ترکيب سه واژه عبري «حُکمه» Chochmah (حکمت)، بينَه Binah (درک ، فهم) ، دَعَت Da'at (دانش ، معرفت) پديد آمده . در واقع ، بايد نام اين فرقه را «حَبَد» تلفظ کرد . «فرقه ی شاباد» شامل کليمياني مؤمن و پرهيزکار است که نه تنها با «يهوديت سياسي» ميانه‌اي ندارند بلکه صهيونيسم مذهبي و سياسي را نمي‌پذيرند . آنان اصلاً دولت اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسند .

در سال‌هاي اخير، سران فرقه شاباد به همکاري با دولت روسيه و پوتين تمايل نشان داده‌اند و اين امر نگراني‌هايي را در سران صهيونيسم و اسرائيل برانگيخته است .  

سياست دولت پوتين ، همانند روسيه تزاري که کليميان قرائي را در مقابل يهوديت خاخامي تقويت مي‌کرد ، تقويت شاباد در مقابل يهوديان صهيونيست است . در راستاي اين سياست ، پوتين در سال 2003 به مندل پيوزنر ، خاخام فرقه ی شاباد ، مدال طلا اعطا کرد و در سال 2005 مانع ورود خاخام بزرگ يهوديان روسيه ، پيناس گلداسميت ، به روسيه ، در پي سفر او به اسرائيل ، شد و به جاي او برل لازار ، خاخام فرقه ی شاباد ، را در مقام خاخام بزرگ روسيه جاي داد . رسانه‌هاي صهيونيستي اين اقدام پوتين را استالينيستي خواندند .

در مجموع و جدا از همه ی تفسیرها و اظهار نظرها ، نکته ی قابل توجه این است که اکنون هندوستان پر جمعیت ، افغانستان در حال جنگ و پاکستان بی ثبات ، به عنوان سه بشکه ی باروت در کنار هم قرار گرفته اند و هر روز آتش کینه و تفرق در بین اینان شعله ور تر می شود . حالا دیگر مقام هند بعد از عراق ، افغانستان و پاکستان به رده ی چهارمین کشور حملات تروریستی خیز ارتقا یافته . اکنون سوال اساسی این است : چه کسی بیش ترین سود را از این همه ناامنی و بی ثباتی و رواج تروریسم و نقض حقوق بشر می برد !

  پایان

۲۲/9/1387        

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 19:51  توسط مهدی حقیقت خواه  |